astanehasl.m@aol.com

مصاحبه ای مجازی، با غلامرضا تختی ترتیب دادم وامروزاز تورنتو Online به ابن بابویه رفتم_ قلب میلیونها ایرانی در هر کجای جهان، جایگاه وپایگاه عزت جهان غلامرصا پهلوان تختی است.

نوشته شده توسط:Moammad Astanehsl
شنبه 1398/05/26-19:41


امروز  سه شنبه مراسم بزرگداشت 46امین سالگرد تختی برگذار شد.92:10:17




تختی در سال 1355  مهدرس با بک  فعلی تنها فرزند





امروز  سه شنبه مراسم بزرگداشت 46امین سالگرد بتختی برگذار شد.92:10:17 












از: محمد آستانه اصل -  تورنتو  17دیماه 1392=7 ژانویه 2014 

              E.mail: astanehasl1@ gmail.com.


 بمناسب 7دی سالگرد درگذشت جهان پهلوان غلامرضا  تختی

مصاحبه ای مجازی<باستناد آرشیو>، با غلامرضا تختی ترتیب دادم وامروزاز تورنتو Online به ابن بابویه  رفتم وکنار مزار شریف آن عزیز از دست رفته با او به گفتگو نشستم . در این مصاحبه پرسشگر (محمد) و پاسخگو (غلامرضا) هستند.

........................................................................................................................................................................

 غلامرضا تختی در9 شهریور 1309 در خانی آباد تهران چشم به جهان گشود و در 17 دی ماه 1346 در 37 سالگی روزنامه ها نوشتند «غلامرضا تختی خود را کشت» و مجله فکاهی توفیق آن زمان تیتر زد، تختی را خودکشی کردند.

................................................................................................................................................

  • محمد: از سال 1330 که برای اولین بار هواپیما سوار شدی و به هلیسنکی فنلاند رفتید گفتگو را شروع کنیم.

    • غلامرضا: به خاطر دارم اولین بار که در یک مسابقه شرکت کردم سال 1329 بود در سالن سیرک تهران در خیابان فردوسی وقتی علی غفاری را ضربه کردم، در میان حیرت تماشاگران داور دست او را بلند کرد! و برنده اعلام نمود و اما قبل از پاسخ به اولین سوال شما به گذشته ها و به بیست سالگی ام برمی گردم.

  • محمد: هر طور که راحت هستید بفرمائید.

      • غلامرضا: بله آن روز موتور ركس نمره مسجد سلیمانم را که با آن به تنهایی برای مسابقه آمده بودم به تنهایی سوار شدم و به منزلمان برگشتم. فردا آن روز یکی از هم محله ای ها، مجله ای که نامی از من به میان آورده بود برایم نشان داد. از دیدن نام خودم در روزنامه برای اولین بار در پوست خود نمی گنجیدم.

        • محمد: در همان سال در مسابقات آزاد و فرنگی شرکت کردید و مقامی هم به دست آوردید؟

          • غلامرضا: بلی بعد از آن جریان با قوت قلب بیشتر در مسابقات شرکت کردم و در آزاد و فرنگی به افتخارات بزرگی دست یافتم چون در هر دو مسابقه اوّل شدم و نامم سر زبان ها  افتاد و چیزی که به من اضافه شد مادیات نبود فقط سلام دوست و آشنا زیادتر شد و تبریکات آنها که تنها دلگرمی من بود. اما حالا برمی گردم به سوال اول شما که گفتید از فنلاند بگویم چشم!

            • محمد: عالیه. بفرمایید.

              • غلامرضا: 21 سالم بود که به من گفتند تو با نتیجه هایی که بدست آوردی گذرنامه برای مسافرت و حضور در مسابقات فنلاند تهیه می شود و خودت را آماده این پیکار خارج از کشور بکن و اما غلامرضا، گذرنامه، خانی آباد، فنلاند، و هلسینکی و ... همه این کلمات در ذهنم به هم آمیخت. در فنلاند برف گیر با دریاچه های فراوان و مردمان سرد و آرامش در اولین پرواز برون مرزی آن هم در آن سالها را هرگز فراموش نمی‏کنم.

                • محمد: در آن مسابقات جهانی چه مقامی کسب کردید؟

                  • غلامرضا: برای اولین بار دوم شدم و مدال نقره را به گردن آویختم به ایران بازگشتیم و سال بعد دوباره به فنلاند رفتیم این بار برای المپیک رفتم و دوباره مدال نقره در فینال با طلا عوض شد. - در این ناباوری و نابرابری-

  • محمد: آن موقع در چه مقطع آموزشی بودی؟

    • غلامرضا: در سال 1319 بعد از ورود به کشتی درس را کنار گذاشتم و کار و کشتی را به جد دنبال کردم اما بعد از بازگشت از فنلاند در کلاسهای مدرسه خزائلی اسم نوشتم و همان سال سیکل اول را تمام کردم.

      • محمد: اوضاع مملکت در آن سال چگونه بود؟

        • غلامرضا: همه چیز به هم ریخته بود. من در جلسات ورزشکاران و جوانان جبهه ملی که آن سالها كه آیت الله طالقانی و دكتر بازرگان از چهره های شاخص بودند فعالیت خود را در حوزه ورزشی و سیاسی در حد خودم دنبال می کردم و هفته ای 2 روز در سالن دارالفنون تمرین می‏کردم.

          • محمد: خاطره ای از آن زمان به یاد دارید؟

            • غلامرضا: خاطرات فراوان است. اما یادم می آید مشهدی علی دلال باشی که از خادمین سالن دارالفنون بود، در هر جلسه بعد از پایان تمرین لنگ مخصوص ورزشی و لنگ دوم مرا که برای نماز استفاده می کردم با مُهر و تسبیح می آورد و دست من می داد و بعد با هم دو نفری بی توجه به دیگران و فضای آن زمان نمازمان را می خواندیم.

              • محمد: در چه سالی به ترکیه استانبول رفتید؟

  • غلامرضا: همان سال 32 بود که یکی از باشگاه های معروف استانبول از تیم کشتی آزاد باشگاه پولاد که من هم عضو آن باشگاه بودم دعوت کرد و برای اولین بار به استانبول رفتیم.

    • محمد: خاطره ای از آن مسابقات بین المللی بین باشگاهی تعریف می فرمایید؟

      • غلامرضا: بلی یکی از مسابقات آنچنان سخت و طولانی شد که بعد از اینکه حریف را ضربه فنی کردم. هر دو بیهوش روی تشک افتادیم!

        • محمد: در چه  تاریخی در راه آهن استخدام شدید؟

          • غلامرضا: بعد از برگشت از مسابقه ترکیه دستور استخدام من و دیگر اعضای  تیم کشتی آزاد صادر شد که من با حقوق ماهانه 243 تومان به عنوان تعمیر کار و محمد علی خجسته پور به عنوان کارمند دفتری و نبی سروری، محمد یعقوبی و حسن عرب همگی به عنوان جوشکار به استخدام راه آهن درآمدیم.

            • محمد: در مسابقات جهانی استانبول شرکت کردید؟

              • غلامرضا: خیر، شرکت نکردم چون در همان سال برای اولین بار بازوبند پهلوانی کشور را به بازو بستم و به دلیل شرکت در مسابقات مهم داخلی در استانبول نتوانستم حضور پیدا کنم.

                • محمد: در المپیک ملبورن که به خاطر دارم که: شکست قهرمانان روسیه و آمریکا مدال طلای المپیک را بر گردن آویختی چه احساسی داشتید؟

  • غلامرضا: وقتی روی سکوی قهرمانی در دو طرفم دو قهرمان نامدار روسیه و امریکا را یک پله پایین تر از خودم دیدم احساس تولدی دیگر داشتم و فکر نمی کردم که در بازگشت به کشورم از فرودگاه تا خانی آباد آن استقبال باشکوه را این ملت عزیز از من خواهند کرد وقتی از هواپیما خارج شدم صدای صلوات و گلباران هموطنانم از اشک در چشمانم سرازیر شد و جالب تر زمانی بود که با مادرم رسیدم و بوسه هاب مهربانانه او از صدها مدال و نشان برایم باارزش تر بود و با غرور مردم برابر می کرد. زیرا با دعای او و هموطنانم به چنین عزت رسیده بودم. یادش به خیر! روانش شاد.

  • محمد: خدایش بیامرزد و رحمت کند. طلای مسابقات جهانی تهران (در آن تاریخ نگارنده در سالن حضور داشتم) شما در همان شب در اوج قدرت به طلا رسیدید و تیم اول شد. کمی صحبت بفرمایید.

  • غلامرضا: در آن مسابقات که برای اولین بار در ایران برگزار می شد من به عنوان کاپیتان تیم وظیفه سنگینی داشتم، خوشبختانه با قدرت تمام در جهان اول شدیم و در اولین فرصت به پابوس امام رضا (ع) رفتیم. یادش به خیر.

        • محمد: در المپیک رم مسابقات یوکوهاما با دو مدال نقرة سبد نشان ها و مدال هایتان پُر شد و حالا کمی هم از مادر بزرگوارتان یادی كنیم.

  • غلامرضا: مادرم که من به او ننه می گفتم گوهری بود که هر وقت به قصد مسابقه از خانه خارج با اجازه او می شدم از زیر قرآن مجید رد می کرد و آیه الکرسی می خواند و اسپند و کُندر  برایم دود می کرد و همیشه سفارش عمده اش این بود که از آدم ناباب حذر کن و زیر لب زمزمه می کرد: «الهی دست به خاک می زنی طلا شه مادر! الهی پیر شی!» كه این جملات شیرینش قوت قلب همیشگی من قبل از مسابقات بود.

        • محمد: مسابقات بین المللی تیم ایران قهرمان شد در بازگشت به ایران چه اتفاقی برایتان افتاد؟

  • غلامرضا: بلی یادم می آید بعد از بازگشت روزی که تیم را به دیدار شاه بردند. من مانند همیشه دست او را نبوسیدم. شاه در مقابلم توقفی کرد و گفت: «شما دیگر باید کشتی را کنار بگذاری و مربی شوی». من گفتم من برای این مردم چیزی ندارم جز کشتی این آخرین فرصت من است که برای رضایت آنها کشتی بگیرم و خوشحالشان کنم.

    شاه از جواب سر بالای من خوشش نیامد و بعد از آن حقوق من قطع شد که شامل 1000 تومان از سازمان برنامه و 1000 تومان از سازمان تربیت بدنی و 600 تومان از راه آهن جمعاً 2600 تومان که آن زمان حقوق  بالایی بود (دلار 7تومان بود.)

        • محمد: با این حساب با تنگنای مالی روبه رو شدید؟

  • غلامرضا: مهم نبود فقط 600 تومان راه آهن که حقوق و دستمزد کارم بود می گرفتم و زندگی آبرومندانه ای داشتم.

        • محمد: خاطره ای از آن زمان به خاطر می آورید؟

  • غلامرضا: یادم می آید در همان موقع که با یکی از دوستان ناهار می خوردیم که مردی آمد و اجازه خواست و گفت که عکس شما را روی شیشه های عسل بیاندازم و هر قدر پول می‎خواهید بدهم. گفتم که چی بشود؟ گفت: مردم فکر می کنند که غلامرضا تختی با خوردن این عسل پهلوان جهان شده است؟ گفتم: من که از این عسل نخورده‏ام دروغ چرا؟ با  اسم من و عسل خودتان مردم را فریب ندهید. چند هفته بعد برای یک تیزر تبلیغاتی تیغ ریش تراش معروف از من خواستند که عکسم در حال استفاده از آن ریش تراش باشد تا  200 هزار تومان آن زمان که دلار 7 تومان بود بدهند. جواب من این بود که من از این پولها نمی خورم و از گلویم پایین نمی رود.

    • محمد: یادم می آمد در بازی دوستانه ایران و شوروی سال 1344 در سالنی كشتی که از ساعت 10 صبح برای تماشای مسابقات رفته بودم و قرار بر این بود ساعت 5 بعدازظهر مسابقه برگزار شود. اگر خاطره ای از آن روز در ذهنتان دارید بیان کنید.

      • غلامرضا: خوشحالم که شما در آنروز در سالن  حاضر بودید و دیدید که چگونه من که ممنوع الورود به سالن  بودم به سالن ورزشی آمدم و بر روی دوش مردم با غیرت با عزت تمام تشک را دور زدم  و غلامرضا پهلوی با دیدن این صحنه از سالن خارج شد و با قهر رفت و ناظر بودید مردم آنروز چه کردند.

        • محمد:  درود بر ایران وایرانی .احساس می کنم که خسته شدید اجازه می فرمایید دنباله این گفتگو را در فرصت دیگری  بگذاریم.

          • غلامرضا: بسیار خوب. من از شما تشکر می کنم. موفق باشید.برای ایرانیان عزیز نشاط وٍسر بلندیو سر افرازیرزو می کنم. وبه ویژه برای ورزشکاران و ورزشدوستان طول عمر باعزت از درگاه خداوند منان خواستارم.   موفق و پیروز باشید.

          • محمد: بسیار خوب. من هم درمقابل عظمت روح پرفتوح شما سر تعضیم فرود می آورم .قلب میلیونها ایرانی در هر کجای جهان، جایگاه وپایگاه جهان پهلوان تختی است.

             

            < مصاحبه:تهران تورنتو > <در ساعت :13:45 -17 دیماه 1392 خاتمه یافت>

          • محمد آستانه اصل :09124899332

            E-mail:astanehasl@aol.com

g


Astaneh-Asl 911 Trillium Foundation

نوشته شده توسط:Moammad Astanehsl
یکشنبه 1398/05/27-21:34

  1. Astaneh-Asl Before The Committee on Science. - 9-11 Research ...

    911research.wtc7.net/mirrors/guardian2/wtc/astaneh-wtc.htm

    March 6, 2002 Hearing on "Learning from 9/11: Understanding the Collapse of the World Trade Center" It is a great honor for me to testify here today and address specific questions (in blue below) listed in your letter regarding my involvement in the post disaster investigation of the World Trade Center.

  2. Abolhassan Astaneh-Asl – 9/11 Wiki - smoking-guns.info

    smoking-guns.info/index.php/Abolhassan_Astaneh-Asl

    Professor Astaneh-Asl erhielt 2001 eine Förderung der National Science Foundation (NSF) um den Zusammensturz der World Trade Center Türme zu untersuchen. 2002 präsentierte er seine bis dahin vorliegenden Ergebnisse vor dem Committee on Science of the House of Representatives.

  3. Abolhassan ASTANEH-ASL | Civil and ... - ce.berkeley.edu

    www.ce.berkeley.edu/people/faculty/astaneh

    Education. Ph.D. - Structures, University of Michigan, 1982 M.S.E. - Structures, University of Michigan, 1979 M.S. - Civil Engineering, Tehran Polytechnic Institute, 1969

  4. Addiction Services for York Region Site: ... experiencing severe withdrawal symptoms or needing immediate medical attention please call 911 or go to your local ...

  5. Scarred Steel Holds Clues, And Remedies - The New York Times

    www.nytimes.com/2001/10/02/science/scarred-steel...

    Dr. Astaneh-Asl and other engineers had assumed that the estimated 310,000 tons of steel columns and beams were being taken to Fresh Kills landfill in Staten Island with the rest of the debris, to ...

  6. 2016 Annual Report - silentvoice.ca

    silentvoice.ca/wp-content/uploads/2018/06/2016...

    grant from Toronto Foundation’s Vital People fund for Mike Cyr for capacity building. Mike pursued courses in financial, budget and not-for-profit management. Staff continue to receive recognition and awards – Teresa Fleming (National Leadership award finalist in 2014), Mike Cyr (Share the Light Award for Excellence




سوالی که باید در رابطه با انتخابات ریاست جمهوری 1399 به آن پاسخ داد، حتما !

نوشته شده توسط:Moammad Astanehsl
یکشنبه 1398/05/27-20:19

اگر ترامپ در سال ۲۰۲۰ به پیروزی برسد چه می‌شود؟
 
 هیلاری کلینتون بیش از هر مساله دیگری توانست توجه رسانه ‏ها و افکار عمومی را به خود جلب کند.
 
در سال ۲۰۱۸ ترامپ تلاش کرد بیشترین توجه افکار عمومی و جامعه آمریکا را متوجه ورود تعداد معدود کاروان چندهزار نفره مهاجران از آمریکای مرکزی به خاک آمریکا از طریق مرز‌های جنوبی کند. این تلاش‏ ترامپ شکست خورد، اما استاد انحراف افکار عمومی، سال بعد نیز دوباره با موضوعی در راستای پرت کردن حواس جامعه از مسائل اصلی بازخواهد گشت. اگر ما نتوانیم روی مسائل مهم و اصلی تمرکز نماییم، ممکن است در حالتی ناخودآگاه قدم به مسیر آینده‏ای بسیار خطرناک بگذاریم.




  • تعداد صفحات :2824
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  

:درباره وبلاگ


:آرشیو


:پیوندها


:صفحات جانبی


:نویسندگان


:ابر برچسبها


:نظرسنجی






The theme being used is MihanBlog created by ThemeBox